هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
205
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
تشكيل دهد به پيامبر رسانده باشد . آخرين مذاكرهكننده از سوى قريش سهيل بن عمرو بود كه حويطب بن عبد العزى نيز همراه وى بود . قريش از آن دو قول گرفته بودند در مورد ورود پيامبر به مكه در اين سفر هيچگونه آسانگيرى نكنند . اين فرستادگان به نزد پيامبر ( ص ) آمدند . ( 1 ) از كتابهاى سيره و حديث آشكار مىشود كه مذاكرات طولانى بود و كوششهاى گوناگونى ميان طرفين جريان يافت . سهيل در طى مذاكرات ناچار شد دربارهء مطالبى كه ميان او و پيامبر رد و بدل مىشد به قريش مراجعه كند و بار ديگر براى توضيح نقطه نظر آنان به نزد آن حضرت بازگردد . از آنچه در برخى از مجموعههاى حديثى آمده ، روشن مىگردد كه گفتگوهاى دو طرف به ورود پيامبر به مكه براى انجام مناسك حج منحصر نمىشده است ، بلكه بازگرداندن كسانى از اهل مكه كه مسلمان شوند به خانواده و سرپرستانشان و امور ديگرى را نيز در بر مىگرفته است . ( 2 ) ترمذى و ديگران « 1 » به سندشان از ربعى بن خراش از على بن أبي طالب ( ع ) نقل كردهاند كه فرمود : در حديبيه افرادى از مشركان كه سهيل بن عمرو و افرادى از رؤساى مشركان در ميان ايشان بودند به سوى ما آمده ، گفتند : اى محمد از دستپروردگان و برادران و بندگان ما افرادى به نزد تو آمدهاند كه چيزى از دين نمىفهمند و تنها بخاطر گريز از خدمت در اموال و كشتزارهاى ما بنزد تو آمدهاند ، ايشان را به ما بازگردان . پيامبر فرمود : اگر ايشان از دين چيزى نمىدانند ما به ايشان خواهيم آموخت . و افزود : اى مردم قريش ، يا از اين شيوه دست برداريد يا آنكه خداوند مردى را بسوى شما مىفرستد كه گردنتان را با شمشير مىزند و او كسى است كه خداوند دل او را بر ايمان آزموده است . ابو بكر و عمر و مشركان گفتند او كيست ؟
--> ( 1 ) - صحيح ترمذى ج 2 و كنز العمال ج 6 ص 407 و خصائص نسائى ص 11 و تاريخ بغداد ص 633 .